تبلیغات
پلاک هشت - شاهد بیاورم...؟

شاهد بیاورم...؟

سه شنبه 7 تیر 1390  09:43 ب.ظ

نوع مطلب :فرهنگی؛ سیاسی ،

 

شاهد بیاورم...؟

این روزها که کمتر کسی سودای پرواز دارد، پرواز کرده ها می رسند از راه، و ما را یاد می آوردند که عهد و پیمانی بود که ما شکستیم و آنها نشکستند. آنها ایستادند و ما را توان ایستادن تمام شد. ما یادمان رفت که پریدن برای پرنده هاست، بال برای پرنده هاست. ما دنبال بال درآوردن رفتیم و آنها برای پرواز شدن. روزهایی که دل هامان همه ابری بود، در روزی که عزای هفتمین امام عشق بود. جایی باران زد و جایی رعد و برق. جمعی پرواز کرده رسیدند و جمعی که پروا ز پرواز داشتند رفتند به استقبال و جمعی هم نشستند به تماشا. چه خوب فهمیدند شهدا زیباترین ها را. آنها زیباترین مرگ ها یا شیرین ترین ولادت ها نصیب شان شد، یعنی شهادت ...

بعضی ها فکر نکنند این گمنام انی که در روز غم عشاق رسیدند، یک مشت استخوان بودند و بس. فکر نکنند که آنها مردگانی بودند که پیدا شدند. بلکه پیدا بودند و زنده. پرسید: مگر مردگان هم شهید می شوند که ما شهید شویم!؟، گفت شهادت، تنها برای زنده هاست. آنانکه یک عمر مرده اند، یک لحظه هم شهید نخواهند شد.  

میثاق شهادت وثیق تر از زندگی است. چه، می توان زنده بود و زنده نماند. یا حتی زنده بود و زنده نبود؛ ولی هر که شهید بود شهید خواهد ماند. باور تان اگر نمی شود که می شود زنده بود و نبود، مرا ببینید!، و اگر زنده نبود و بود، شهدا را بنگرید.  فرق بین ما و شهید این  است که شهید می گوید او، و ما می گویم من...، ما همیشه عقب تریم. مرز بین مردن و شهادت خون نیست، خود است. امروز ما گرفتار خودیم و از این زندان خود کی رهایی خواهیم یافت... .

امروز ما شرمنده شدیم در محضر جمعی که از پیش خدا بر می گشتند. امروز حرفی نداشتیم که در مقابل حرف آنان بزنیم. آنان ولایت را دیدند و ولایت را نگاه داشتند و با ولایت رفتند در محضر حق. ولی ما با ولایت چه کردیم. اگر گوش به نجوای گمنامان با نام می سپاردیم، یقین آنها می گفتند ما با روح الله ماندیم و با روح الله رفتیم و شما هم چنین کنید با علی و به ولایت علی.

آنها آمدند تا بگویند به فکر پرواز نباشید که پرواز برای انسان نیست. انسان فقط پرواز می شود ...، اوج نمی گیرد، عروج می گیرد ... . باور اگر ندارید، شاهد بیاورم ...؟!      


نوشته شده توسط: | آخرین ویرایش:سه شنبه 7 تیر 1390 | نظرات() 

عمو مرسی
چهارشنبه 5 مرداد 1390 12:40 ب.ظ
قلب یخی من در تمنای خورشید نگاهت به افق بودن می نگرد و تو کی می آیی ای تمام خوبی های هستی تا یخ قلب های بند خورده مان را آب کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگاهت رو از ما دریغ نکنی ..............
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.